دیکشنری فارسی

histrionic

UKhistriɔnik US'hıstrı'ɔnık

معنی فارسی

مربوط به نمايش.

معنی کامل و مثال‌ها

/his´trē än´ik/adj.

● وابسته به نمایش و هنرپیشگی، تئاتری، وابسته به بازیگری

● وابسته به زیاده روی در اجرای نقش، تصنعی، غلو آمیز، ظاهر سازی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characteristic of acting or a stage performance; often affected “histrionic gestures” “an attitude of melodramatic despair” “a theatrical pose”

مترادف‌ها

adjective
(also histrionical)
1. Theatric, theatrical.
2. Acting, actor's.

واژه‌های دیگر با معنی «مربوط به نمايش.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن