دیکشنری فارسی

hit-or-miss

معنی کامل و مثال‌ها

/hit´ǝr mis´/adj.

● الکی، الله بختی، سرسری، شانسی، بی‌حساب و کتاب، شدشد نشدنشد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. dependent upon or characterized by chance “a haphazard plan of action” “his judgment is rather hit-or-miss”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن