hithermost معنی فارسی نزديکترين معنی کامل و مثالها /hith´ǝr mōst´/adj.● نزدیکترین، مجاورترین واژههای دیگر با معنی «نزديکترين» perilune نزديکترين نقطه مدار به کره ماه pericynthian نزديکترين نقطه مسير فضاپيما نسبت به، کره ماه open water فاصله مشخص بين برنده و نزديکترين رقيب hyperfocal distance مسافت بين عدسي دوربين تا نزديکترين اشياء، ميدان تصوير دوربين وقتي که دوربين روي، فاصله بينهايت تنظيم شود periapsis نزديکترين نقطه مدار به جسم اوليه يا مادر aftermost پس ترين، عقب ترين، واپسين