دیکشنری فارسی

hoax

UKhouks UShəuks

معنی فارسی

شوخي فريب اميز گول زدن دست انداختن. حقه زدن کلک سوار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hōks/n., vt.

● گول‌زنی، حقه، کلک، غلط اندازی، شوخی عملی (مثلا گزارش دروغی به اداره‌ی آتش نشانی دادن)

his hoax was soon discovered

حقه‌ی او زود کشف شد.

● حقه زدن، دست انداختن، گول زدن، کلک سوار کردن

he even hoaxed the experts

حتی کارشناسان را هم گول زد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. something intended to deceive; deliberate trickery intended to gain an advantage
  2. subject to a playful hoax or joke “Somebody ----s somebody”

مترادف‌ها

I. noun
Deception (for sport), cheat, fraud, imposition, imposture, canard, practical joke.
II. verb active
Deceive (jocosely), cheat, impose upon.

واژه‌های دیگر با معنی «شوخي فريب اميز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن