دیکشنری فارسی

hobbledehoy

معنی فارسی

کره اسبي که تازه بالغ شده ، ادم تازه بالغ.

معنی کامل و مثال‌ها

/häb´ǝl dē hoi´/n.

● پسربچه یا جوانک دراز و لق‌لقو، پسر دست و پا چلفتی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an awkward bad-mannered adolescent boy

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن