دیکشنری فارسی

hobnob

UKhɔbnɔb US'hɔb'nɔb

معنی فارسی

نوش ، بسلا متي ، دوستانه ، خودماني ،

بسلا متي کسي نوشيدن ،

صحبت دوستانه کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/häb´näb´/n., adv., vi.

(با : with) خوش و بش کردن با، معاشرت کردن با، خودمانی بودن با

he has forgotten us and is hobnobbing with the company's directors

او ما را فراموش کرده است و با روسای شرکت خوش و بش می‌کند.

he once hobnobbed with kings and princes

او روزی با شاهان و شاهزادگان الفت داشت.

(نادر) الله بختی، شانسی

(نادر) با هم مشروب خوردن، هم پیاله بودن

(نادر) صحبت دوستانه

مترادف‌ها

I. adverb
At random, take or not.
II. verb neuter
Play pot companion, clink glasses, be jolly companions.

واژه‌های دیگر با معنی «نوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن