hock (1)
معنی کامل و مثالها
/häk/n., vt.
● (اسب و گاو و غیره) زانو (پای عقب)، (پرندگان) زانو
● (با قطع زردپی پشت زانو) فلج کردن، از کار انداختن (hamstring هم میگویند)
/häk/n., vt.
● (اسب و گاو و غیره) زانو (پای عقب)، (پرندگان) زانو
● (با قطع زردپی پشت زانو) فلج کردن، از کار انداختن (hamstring هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن