دیکشنری فارسی

hoist

UKhɔist UShɔıst

معنی فارسی

بالا بردن بلند کردن بر افراشتن عمل بالا بردن عمل کشيدن مقدار کشش.

معنی کامل و مثال‌ها

/hoist/vt., n.

(به کمک طناب یا کابل و قرقره و غیره) بالا کشیدن، بالا بردن، فرازیدن، افراشتن

to hoist all sails

همه‌ی بادبان‌ها را برافراشتن

hoisted flags

پرچم‌های افراشته

they hoisted the cargo aboard the ship

محموله را به کشتی (بالا) کشیدند.

they hoisted him onto the ambulance

او را بلند کردند و در آمبولانس گذاشتند.

عمل بلند کردن یا افراشتن، وینچ کردن

(وسیله‌ی بالا بردن یا بلند کردن) بالابر، بالاکش، افرازگر، فرازبر، جراثقال زنجیری، سنگین کش سیمی

an electric hoist

فرازبر برقی

(دریانوردی) چند پرچم که روی طنابی قطار شده‌اند، رج پرچم

بلندی بادبان یا پرچم

تعریف انگلیسی

verb
  1. raise or haul up with or as if with mechanical help “hoist the bicycle onto the roof of the car” “Verb Frames:” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody” “Something ----s something” “Somebody ----s something PP” “Somebody ----s PP”
  2. move from one place to another by lifting “They hoisted the patient onto the operating table” “Verb Frames:” “Somebody ----s something PP” “They hoist the bags on the table”
  3. raise “hoist the flags” “hoist a sail” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

I. verb active
Raise, lift, elevate, heave, raise up.
II. noun
Lift, heave.

واژه‌های دیگر با معنی «بالا بردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن