دیکشنری فارسی

hoity-toity

معنی کامل و مثال‌ها

/hoit´ē toit´ē/adj., n.,interj.

● (انگلیس) دمدمی مزاج، گیج، بوالهوس، الکی خوش، بی‌توجه، سربهوا

● مغرور، پرافاده، متفرعن

● زودرنج، زودخشم، بدخلق

● رفتار از روی سربهوایی یا غرور

● (ندا در پاسخ به عمل خشم آمیز یا غرور آمیز) زکی‌!، په‌!

تعریف انگلیسی

adjective
  1. affectedly genteel

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن