دیکشنری فارسی

holdfast

US'həul'fæst

معنی فارسی

گير دستگيره بند عقربک

معنی کامل و مثال‌ها

/hōld´fast´/n.

محکم نگهداری، سخت نگهداری

(وسیله یا ابزار برای نگهداشتن یا محکم کردن چیزی در جای خود) گیره، قلاب، میخ، پیچ، گیرک، چفت

(در گیاهان بی‌ریشه مانند جلبک‌ها و در جانوران انگلی : بخشی که به میزبان یا هر سطحی می‌چسبد) چسبانه

مترادف‌ها

noun
Catch, hook, fastening.

واژه‌های دیگر با معنی «گير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن