holding a session معنی فارسی اجلاس واژههای دیگر با معنی «اجلاس» vacation sittings جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس براي، کارهاي مهم و ضروري تشکيل مي شود enthronement برتخت نشاني، اجلاس بتخت يامسند، جلوس