holistic
UKhəlistik
UShəu'lıstık
معنی فارسی
وابسته به همادگرايي
وابسته به سازواره هاي همبسته ، همه جانبه ،
کامل و همبسته ، همادين ، تمام گرانه ،
کلگرا
معنی کامل و مثالها
/hō lis´tik/adj.
● وابسته به همادگرایی (کلگرایی)
● وابسته به سازوارههای همبسته، همه جانبه، کامل و همبسته، همادین، تمام گرانه، کلگرا
holistic health care
بهداشت همادین
تعریف انگلیسی
adjective
- emphasizing the organic or functional relation between parts and the whole