holler (1)
معنی کامل و مثالها
/häl´ǝr/vi., vt., n.
● (عامیانه)
● فریاد، داد، گلبانگ، نوف، جار، دهاز، هوار، نعره
we heard the hollers of the tortured prisoners
ما نعرههای زندانیان شکنجهدیده را شنیدیم.
● فریاد کشیدن، هوار کشیدن، داد زدن
the children wanted to see who hollers the loudest
بچهها میخواستند ببینند کی بلندتر داد میزند.
if you need anything, holler
(امریکایی - خودمانی) اگر چیزی لازم داشتی داد بزن
● آوازی که سیاهپوستان امریکا هنگام کار میخواندند