دیکشنری فارسی

holler (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/häl´ǝr/vi., vt., n.

● (عامیانه)

● فریاد، داد، گلبانگ، نوف، جار، دهاز، هوار، نعره

we heard the hollers of the tortured prisoners

ما نعره‌های زندانیان شکنجه‌دیده را شنیدیم.

● فریاد کشیدن، هوار کشیدن، داد زدن

the children wanted to see who hollers the loudest

بچه‌ها می‌خواستند ببینند کی بلندتر داد می‌زند.

if you need anything, holler

(امریکایی - خودمانی) اگر چیزی لازم داشتی داد بزن

● آوازی که سیاهپوستان امریکا هنگام کار می‌خواندند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن