دیکشنری فارسی

home port

معنی فارسی

پايگاه اصلي پايگاه مادر

معنی کامل و مثال‌ها

● (بندرگاه دائم کشتی که برای تعمیر یا استراحت سرنشینان به آن می‌رود) بندر اصلی، خان‌بندر

the carrier's homeport is San Diego

بندر اصلی آن کشتی هواپیمابر سان‌دیگو است.

● (بندرگاهی که کشتی‌های کهنه را در آن انبار می‌کنند) بازنشستگاه کشتی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the port from which a ship originates of where it is registered

واژه‌های دیگر با معنی «پايگاه اصلي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن