دیکشنری فارسی

home rule

معنی فارسی

حکومت به دست خود اهالي

حکومت مردم بر مردم

معنی کامل و مثال‌ها

● خودمختاری، آزادی محلی، خودگردانی (شهر یا شهرستان) خودفرمانی

the central government has granted home rule to some Swiss cities

دولت مرکزی به برخی شهرهای سوئیس خودفرمانی اعطا کرده است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. self-government in local matters by a city or county that is part of a national government

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن