homecoming
UKhoumkʌmiŋ
US'həum'kʌmıŋ
معنی فارسی
ورود بخانه ، عازم ميهن،
مراجعت به وطن يامحل تحصيل.
بازگشت ساليانه ي دانشجويان پيشين به
دانشگاه
معنی کامل و مثالها
/hōm´kum´iŋ/n.
● بازگشت به خانه، بازگشت به میهن، راهی خانه
on the occasion of his homecoming from abroad, his father gave a party
به مناسبت بازگشت او از خارج پدرش میهمانی داد.
● (امریکا) بازگشت سالیانهی دانشجویان پیشین به دانشگاه
تعریف انگلیسی
noun
- an annual school or university reunion for graduates
- a coming to or returning home “on his return from Australia we gave him a welcoming party”