homemade
UKhəmiːmeid
US'həum'meıd
معنی فارسی
وطني ساخت ميهن خانگي خانه بافت. داخلي ساده ناشيانه بدساخت
معنی کامل و مثالها
/hōm´mād´/adj.
● (پخته شده یا درست شده در خانه) خانگی
homemade bread
نان خانگی
● وطنی، ساخت میهن، داخلی
homemade cars
اتومبیلهای ساخت میهن
● ساده، ناشیانه، بدساخت