دیکشنری فارسی

homemade

UKhəmiːmeid US'həum'meıd

معنی فارسی

وطني ساخت ميهن خانگي خانه بافت. داخلي ساده ناشيانه بدساخت

معنی کامل و مثال‌ها

/hōm´mād´/adj.

(پخته شده یا درست شده در خانه) خانگی

homemade bread

نان خانگی

وطنی، ساخت میهن، داخلی

homemade cars

اتومبیل‌های ساخت میهن

ساده، ناشیانه، بدساخت

واژه‌های دیگر با معنی «وطني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن