دیکشنری فارسی

homestead

UKhoumsted US'həums'ted

معنی فارسی

خانه رعيتي با متعلقات آن ،

منزل

معنی کامل و مثال‌ها

/hōm´sted´/n., vi., vt.

(خانه‌ی روستایی و کشتزارهای مجاور و متعلق به آن) روستاخانه

(حقوق) مسکن فردی یا خانوادگی (که برای پرداخت دیون، دادگاه حق ندارد حکم مصادره یا فروش اجباری آن را بدهد)

(امریکا) قطعه زمین کشاورزی به وسعت 160 ایکر (640 هزار مترمربع) که به هر کوچگر می‌دادند تا در آن کشاورزی کند

در روستاخانه مستقر شدن یا کردن، (در زمین اهدایی دولت) جایگزین شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. the home and adjacent grounds occupied by a family
  2. land acquired from the United States public lands by filing a record and living on and cultivating it under the homestead law
  3. dwelling that is usually a farmhouse and adjoining land “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «خانه رعيتي با متعلقات آن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن