homestead
UKhoumsted
US'həums'ted
معنی فارسی
خانه رعيتي با متعلقات آن ،
منزل
معنی کامل و مثالها
/hōm´sted´/n., vi., vt.
● (خانهی روستایی و کشتزارهای مجاور و متعلق به آن) روستاخانه
● (حقوق) مسکن فردی یا خانوادگی (که برای پرداخت دیون، دادگاه حق ندارد حکم مصادره یا فروش اجباری آن را بدهد)
● (امریکا) قطعه زمین کشاورزی به وسعت 160 ایکر (640 هزار مترمربع) که به هر کوچگر میدادند تا در آن کشاورزی کند
● در روستاخانه مستقر شدن یا کردن، (در زمین اهدایی دولت) جایگزین شدن
تعریف انگلیسی
verb
- the home and adjacent grounds occupied by a family
- land acquired from the United States public lands by filing a record and living on and cultivating it under the homestead law
- dwelling that is usually a farmhouse and adjoining land “Verb Frames:” “Somebody ----s something”