دیکشنری فارسی

hometown

UKhəmiːtaun US'həum'taun

معنی فارسی

شهر موطن زادگاه خاستگاه زادشهر

معنی کامل و مثال‌ها

/hōm´toun´/n.

● شهر موطن، زادگاه، خاستگاه، زادشهر

Kashan is his hometown

زادشهر او کاشان است.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the town (or city) where you grew up or where you have your principal residence “he never went back to his hometown again”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن