دیکشنری فارسی

homey

UKhoumiː US'həumı

معنی فارسی

خودماني راحت واسوده خانه دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/hōm´ē/adj.

● خانه مانند، راحت، آسودبخش، خودمانی، بی‌تکلف، دنج، آشنا

the hotel room was lively and homey

اتاق هتل دلباز و دنج بود.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a feeling of home; cozy and comfortable “the homely everyday atmosphere” “a homey little inn”

واژه‌های دیگر با معنی «خودماني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن