دیکشنری فارسی

homicidal

UKhɔmisaidl US'hɔmə'saıdəl

معنی فارسی

وابسته به ادمکشي.

معنی کامل و مثال‌ها

/häm´ǝ sīd´'l/adj.

● وابسته به آدمکشی

● متمایل به آدمکشی، آدمکشانه

a homicidal tendency

تمایل به آدمکشی

a homicidal maniac

دیوانه‌ی آدمکش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characteristic of or capable of or having a tendency toward killing another human being “a homicidal rage” “murderous thugs”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن