دیکشنری فارسی

homicide

UKhɔmisaid US'hɔmə'saıd

معنی فارسی

ادم کشي قتل.

معنی کامل و مثال‌ها

/häm´ǝ sīd´/n.

● آدمکشی، قتل، قتل نفس

vehicular homicide

آدمکشی توسط اتومبیل (تصادف منجر به مرگ)

● آدمکش

the homicide was captured

آدمکش را دستگیر کردند.

● (پلیس) گروه آدمکش گیر، کارآگاهان ویژه‌گر قاتل یابی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the killing of a human being by another human being

مترادف‌ها

noun
1. Killing of a human being.
2. Manslayer.

واژه‌های دیگر با معنی «ادم کشي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن