homing
UKhəmiŋ
US'həumıŋ
معنی فارسی
به سوي خانه يا هدف ، عازم منزل ،
به طرف سرمنزل
وابسته به هدايت ، رهنمودي ، رهنمودين ،
هدفياب
جلد ، لانه ياب ، نامه رسان ، قاصد
معنی کامل و مثالها
/hōm´iŋ/adj.
● به سوی خانه یا هدف، عازم منزل، به طرف سرمنزل
● (موشک و غیره) وابسته به هدایت، رهنمودی، رهنمودین، هدفیاب
the homing device in a missile
ابزار هدفیاب موشک
● (کبوتر) جلد، لانهیاب، نامهرسان، قاصد