دیکشنری فارسی

homogenate

معنی فارسی

ابگونه يا ماده يک جنس يا يک جور شده .

معنی کامل و مثال‌ها

/hǝ mäj´ǝ nāt´/n.

● همگنا

تعریف انگلیسی

noun
  1. material that has been homogenized (especially tissue that has been ground and mixed) “liver homogenate”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن