دیکشنری فارسی

homological

معنی فارسی

همسان همانند برابر متشابه متجانس.

معنی کامل و مثال‌ها

/hō´mō läj´i kǝl/adj.

● رجوع شود به: homologous

تعریف انگلیسی

adjective
  1. similar in evolutionary origin but not in function

واژه‌های دیگر با معنی «همسان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن