پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
homologue
معنی فارسی
عضو متشابه
نظير
واژههای دیگر با معنی «عضو متشابه»
homolog
عضو متشابه، نظير
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن