دیکشنری فارسی

homonymous

معنی فارسی

همنام، داراي دوياچند معني مختلف، هم صدا.

همنام، هم اسم

معنی کامل و مثال‌ها

/hō män´i mǝs/adj.

● هم‌آوا

● هم‌نام، هم اسم (رجوع شود به: homomym)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or related to or being homonyms “Pertains to noun: homonym, homonym (for: homonymic)”

واژه‌های دیگر با معنی «همنام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن