honcho
معنی فارسی
رييس سردسته همه کاره مدير مسئول متصدي رياست کردن رياست مآبي کردن
معنی کامل و مثالها
/hän´chō´/n., pl.
● (خودمانی)
● رییس، سردسته، همهکاره، مدیر مسئول، متصدی
● ریاست کردن، ریاست مابی کردن
رييس سردسته همه کاره مدير مسئول متصدي رياست کردن رياست مآبي کردن
/hän´chō´/n., pl.
● (خودمانی)
● رییس، سردسته، همهکاره، مدیر مسئول، متصدی
● ریاست کردن، ریاست مابی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن