دیکشنری فارسی

honcho

معنی فارسی

رييس سردسته همه کاره مدير مسئول متصدي رياست کردن رياست مآبي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/hän´chō´/n., pl.

● (خودمانی)

● رییس، سردسته، همه‌کاره، مدیر مسئول، متصدی

● ریاست کردن، ریاست مابی کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who exercises control over workers “if you want to leave early you have to ask the foreman”

واژه‌های دیگر با معنی «رييس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن