دیکشنری فارسی

honey

UKhʌniː US'hʌnı

معنی فارسی

انگبين ، عسل ، شهد، (مج.) محبوب ،

عسلي کردن ، (مج) چرب ونرم کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/hun´ē/n., pl.

● عسل، منج، انگبین، کواره

● (هر چیز عسل مانند) شیرین، شیرینی، ملاحت، دلپذیر(ی)، نازنین

the perfume of her breath and the honey of her kisses

عطر نفس و عسل بوسه‌های او

a honey of a man

مردی نازنین

● (در صدا زدن) عزیزم، عزیز، جانم، جان

honey, where did you put the book?

کتاب را کجا گذاشتی عزیزم‌؟

● عسلی کردن، شیرین کردن، عسل زدن به

● با محبت و نرمی صحبت کردن، عاشقانه سخن گفتن

● چاپلوسی کردن، شیره مالی کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a sweet yellow liquid produced by bees “Substance Holonyms: mead, oenomel”
  2. a beloved person; used as terms of endearment
  3. sweeten with honey “Somebody ----s somethingIII”
  4. of something having the color of honey

واژه‌های دیگر با معنی «انگبين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن