دیکشنری فارسی

honeydew

US'hʌnı'du:

معنی فارسی

شهد گياهي، شهد نباتي، شبنم انگبيني،

عسلک.

ماده ي شيريني که از بدن برخي حشرات

گياهخوار وبرخي قارچها ميتراود و مور و

زنبور

آنرا ميخورند

مخفف: honeydew melon

معنی کامل و مثال‌ها

/hun´ē dōō´/n.

(شهد شبنم مانندی که از برخی گیاهان تراوش می‌کند) شهد گیاه، گیاه شم

ماده‌ی شیرینی که از بدن برخی حشرات گیاهخوار و برخی قارچ‌ها می‌تراود و مور و زنبور آنرا می‌خورند

مخفف: honeydew melon

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن