دیکشنری فارسی

honorary

UKɔnərəriː US'ɔnə'rerı

معنی فارسی

افتخاري

معنی کامل و مثال‌ها

/än´ǝr er´ē/adj.

● (آموزش - مدرک علمی که صرفا برای تقدیر به کسی داده می‌شود نه در مقابل انجام تکالیف درسی) افتخاری، سپاسین

an honorary doctorate degree

درجه‌ی دکترای افتخاری

● شغل افتخاری (که حقوق ثابت ندارد)

the honorary chairman of the club

رئیس افتخاری باشگاه

an honorary secretary

منشی افتخاری

● (آموزش) وابسته به شاگردان خوب، سپاسگانی

he belongs to two honorary student societies

او عضو دو انجمن ویژه‌ی دانشجویان ممتاز است.

● (وام و غیره) شرافتی، متکی به قول شرف (نه اسناد قانونی و غیره)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. given as an honor without the normal duties “an honorary degree”

واژه‌های دیگر با معنی «افتخاري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن