hooded
UKhudid
US'hu:dıd
معنی فارسی
باشلق دار، باشلق مانند، کروک دار،
روپوش دار.
کلاهک مانند، کلاهکسان، به شکل کلاه خود،
خودسان
با چشمان نيم بسته ، دارايپلکهاي افتاده
معنی کامل و مثالها
/hood´id/adj.
● سرپوشدار، باشلقدار، کلاهکدار
● کلاهک مانند، کلاهکسان، به شکل کلاهخود، خودسان
● با چشمان نیم بسته، دارای پلکهای افتاده
hooded eyes
چشمان نیمبسته
● (جانور - دارای سری که رنگ آن با تنه فرق دارد) دو رنگه، (دارای کاکل یا تاج کلاهک مانند) خودسر، کلاهدار، (مار - دارای پوست گردن که هنگام انگیختگی باد میکند مانند مار کبرا) یالهدار
مترادفها
adjective
1. Covered with a hood.
2. (Botany) Cucullate, cucullated, hood shaped.