دیکشنری فارسی

hooded

UKhudid US'hu:dıd

معنی فارسی

باشلق دار، باشلق مانند، کروک دار،

روپوش دار.

کلاهک مانند، کلاهکسان، به شکل کلاه خود،

خودسان

با چشمان نيم بسته ، دارايپلکهاي افتاده

معنی کامل و مثال‌ها

/hood´id/adj.

سرپوش‌دار، باشلق‌دار، کلاهک‌دار

کلاهک مانند، کلاهک‌سان، به شکل کلاه‌خود، خودسان

با چشمان نیم بسته، دارای پلک‌های افتاده

hooded eyes

چشمان نیم‌بسته

(جانور - دارای سری که رنگ آن با تنه فرق دارد) دو رنگه، (دارای کاکل یا تاج کلاهک مانند) خودسر، کلاه‌دار، (مار - دارای پوست گردن که هنگام انگیختگی باد می‌کند مانند مار کبرا) یاله‌دار

مترادف‌ها

adjective
1. Covered with a hood.
2. (Botany) Cucullate, cucullated, hood shaped.

واژه‌های دیگر با معنی «باشلق دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن