hoot (1)
معنی کامل و مثالها
/hōōt/vi., vt., n.
● (جغد) هوهو کردن
the ominous sound of an owl hooting
آواز شوم جغدی که هوهو میکند
● صدایی شبیه آوای جغد ایجاد کردن، (اتومبیل) بوق زدن
don't hoot your horn!
بوق نزن!
● (مجازی) هو کردن، (به نشان ناخشنودی یا تحقیر) همهمه کردن، ابراز اعتراض کردن
the people hooted the speaker
مردم سخنران را هو کردند.
they hooted their disapproval
آنان با همهمه ناخشنودی خود را ابراز کردند.
● (با هو کردن و ایجاد غوغا) راندن، فرار دادن، رماندن
to hoot an actor off the stage
با هو کشیدن بازیگری را از صحنه بیرون راندن
● (آوای جغد) هو، هوهو
the hoot of an owl
صدای جغد، هوهوی جغد
● هر صدایی همانند آوای جغد
● فریاد اعتراض، همهمه، غوغا، هو
his appearance on stage was greeted by hoots of scorn
ظهور او بر صحنه با فریاد حاکی از تحقیر مواجه شد.
● (امریکا) ذره، کم، هیچ
it's not worth a hoot
یک پشیز هم نمیارزد.
● (انگلیس) دماغ، بینی
● (انگلیس) سوت (کارخانه و کشتی)، بوق (اتومبیل و غیره)
give a hoot about something (or give two hoots about something)
(به چیزی) اصلا اهمیت ندادن، خم به ابرو نیاوردن
she really didn't give two hoots about what the neighbors thought
اصلا عین خیالش نبود که همسایهها چه فکر میکنند.
* hoot down
هو کردن، با همهمه و غوغا صدای کسی را تحتالشعاع قرار دادن یا از جایی راندن