دیکشنری فارسی

horseback

UKhɔːsbæk US'hɔ:s'bæk

معنی فارسی

در پشت اسب

معنی کامل و مثال‌ها

/hôrs´bak´/n., adv.

پشت اسب، کمر اسب

بر پشت اسب

horseback riding

اسب سواری

(تپه یا صخره یا برجستگی کوتاه ولی پر شیب) کوژمیان، پشت کوژ، پشت اسبی

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English, from Old English hors + bæc.

مثال

  • He rode on horseback.
  • They traveled by horseback.
  • She fell off the horseback.

ترکیب‌های رایج

Ride on horseback Travel by horseback Fall off horseback

تعریف انگلیسی

adverb
  1. the back of a horse
  2. a narrow ridge of hills “he rode horseback to town” “managed to escape ahorse” “policeman patrolled the streets ahorseback”

واژه‌های دیگر با معنی «در پشت اسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن