horseless
معنی فارسی
بياسب پياده بدون اسب موتوري خودرو
معنی کامل و مثالها
/hôrs´lis/adj.
● بیاسب، پیاده
● بدون اسب، موتوری، خودرو (در سابق به اتومبیل میگفتند: کالسکهی بیاسب a horseless carriage)
بياسب پياده بدون اسب موتوري خودرو
/hôrs´lis/adj.
● بیاسب، پیاده
● بدون اسب، موتوری، خودرو (در سابق به اتومبیل میگفتند: کالسکهی بیاسب a horseless carriage)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن