دیکشنری فارسی

horseshoe

UKhɔːsiʃou US'hɔ:s'ʃu:

معنی فارسی

نعل اسب ،

نعل (معمولا انرا نشان خوشبختي ميدانند).

معنی کامل و مثال‌ها

/hôrs´shōō´/n., vt.

● نعل اسب، نعل

● (هرچیز به شکل نعل اسب) نعل مانند، نعل سان، نعل دیس، نعلی

a horseshoe of hills surrounded the city

تپه‌ها، نعل مانند دور شهر را فرا گرفته بودند.

● (جمع) بازی پرتاب نعل به چوبی که در زمین کوفته‌اند

● نعل زدن به، نعل‌بندی کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From horse + shoe, used since 14th century.

مثال

  • The blacksmith fitted the horse with a new horseshoe.
  • He found a lucky horseshoe.
  • The horseshoe was hung above the door for good luck.

ترکیب‌های رایج

Fit a horseshoe Throw a horseshoe Hang a horseshoe

تعریف انگلیسی

verb
  1. game equipment consisting of an open ring of iron used in playing horseshoes
  2. U-shaped plate nailed to underside of horse's hoof
  3. equip (a horse) with a horseshoe or horseshoes “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «نعل اسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن