host (1)
معنی کامل و مثالها
/hōst/n.
● بریدهی نان که در عشای ربانی خورده میشود
● (H بزرگ) نان تبرک شده (برای عشای ربانی در کلیسا)
/hōst/n.
● بریدهی نان که در عشای ربانی خورده میشود
● (H بزرگ) نان تبرک شده (برای عشای ربانی در کلیسا)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن