host (2)
معنی کامل و مثالها
/hōst/n., vi., vt.
● میزبان، صاحبخانه، مهمانی دهنده، مهمان خدا، مهماندار
the guests had a fight with the host
مهمانها با صاحبخانه دعوایشان شد.
the host saw us off at the door
میزبان، ما را تا دم در مشایعت کرد.
● (مسابقات یا کنفرانسها و غیره) کشور (یا شهر یا موسسهی) میزبان
Atlanta was the host to the Olympics
شهر آتلانتا میزبان مسابقات المپیک بود.
the host country
کشور میزبان
● (زیست شناسی : موجود که به آن پیوند زدهاند، سازوارهای که انگل در آن زندگی میکند) میزبان
some parasites provide protection for their hosts
برخی انگلها از میزبان خود حراست میکنند.
● (رادیو و تلویزیون و غیره) مجری برنامه، انجامگر
the host of tonight's program is Mr. Ansari
مجری برنامهی امشب آقای انصاری هستند.
● (قدیمی) هتلدار، مسافرخانهچی، میخانهدار، مهمانخانهچی
● مهمانداری کردن، میزبانی کردن، پذیرایی کردن، (رادیو و تلویزیون و غیره) انجامگری کردن، مجری برنامه بودن
Tehran hosted the Asian Games
تهران میزبانی مسابقات آسیایی را به عهده داشت.