host (3)
معنی کامل و مثالها
/hōst/n.
● قشون، سپاه، لشکر، ایل
the destruction of Pharaoh's host
نابودی سپاه فرعون
● جماعت، انبوه مردم، گروه بزرگ، جمعیت کثیر، شمار زیاد
a host of problems
مسایل بسیار
a whole host of children began to sing
انبوهی از کودکان شروع کردند به آواز خواندن.
* heavenly host (or hosts of heaven)
فرشتگان
* Lord of hosts
خداوند، پروردگار