دیکشنری فارسی

hotblooded

معنی فارسی

خون گرم تندخو

معنی کامل و مثال‌ها

/-blud´id/adj.

-1جوشی، پرجوش و خروش، پرحرارت، زودخشم، غیرتی، زودانگیز -2 (اسب) پاک‌تبار، اصیل

واژه‌های دیگر با معنی «خون گرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن