hotblooded
معنی فارسی
خون گرم تندخو
معنی کامل و مثالها
/-blud´id/adj.
● -1جوشی، پرجوش و خروش، پرحرارت، زودخشم، غیرتی، زودانگیز -2 (اسب) پاکتبار، اصیل
خون گرم تندخو
/-blud´id/adj.
● -1جوشی، پرجوش و خروش، پرحرارت، زودخشم، غیرتی، زودانگیز -2 (اسب) پاکتبار، اصیل
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن