دیکشنری فارسی

hulk

UKhʌlk UShʌlk

معنی فارسی

بدنه کشتي ، تنه کشتي ،

کشتي بيکاره که پيشتربجاي زندان بکارمي بردند

معنی کامل و مثال‌ها

/hulk/n., vi.

● (دراصل) کشتی (به ویژه کشتی بزرگ و کندرو)

● لاشه‌ی کشتی، بدنه‌ی کشتی (از کار افتاده)، ناو لاشه

we saw rusted hulks on the beach

ناو لاشه‌های زنگ زده را در کرانه دیدیم.

the boy lived in the hulk of a passenger ship

پسر در لاشه‌ی یک کشتی مسافری زندگی می کرد.

● (لاشه‌ی هر چیز) بدنه، (جمع) بقایا، لاشه

the charred hulks of enemy tanks near the bridge

لاشه‌ی سوخته‌ی تانک‌های دشمن در کنار پل

the disintegrating hulk of the Spanish empire

لاشه‌ی در حال متلاشی شدن امپراتوری اسپانیا

● (هر چیز بزرگ و بد قواره) کت وکلفت، غول پیکر، نره غول، گل و گنده، یغور، لندهور، کندواله

her father was a hulk with broad shoulders and big hands

پدرش نره غولی بود با شانه‌های پهن و دستان بزرگ.

● (کشتی که به عنوان زندان به کار برده شود) ناو زندان

● (معمولا با :up)برجسته و بزرگ شدن، ستبر به نظر رسیدن، غولسان شدن

he suddenly hulked up from his chair

غفلتا همچون غول از صندلی خود برخاست.

● (محلی) با پشت خمیده و گام‌های آهسته و سنگین راه رفتن

ریشه و کاربرد

ریشه

Old English hulc, from Latin hulcus, from Greek holkas 'ship'.

مثال

  • He's a hulk of a man.
  • The old factory was a hulk of its former self.
  • The ship was a rusting hulk.

ترکیب‌های رایج

Hulk of a man Rusting hulk Hulk of a ship

تعریف انگلیسی

verb
  1. a very large person; impressive in size or qualities
  2. a ship that has been wrecked and abandoned
  3. appear very large or occupy a commanding position “The huge sculpture predominates over the fountain” “Large shadows loomed on the canyon wall” “Something ----s” “Something is ----ing PP”

مترادف‌ها

noun
Hull (of an old vessel), broken and dismasted vessel.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن