hull (1)
معنی کامل و مثالها
/hul/n., vt.
● (پوستهی خارجی تخم و میوهی گیاه) سبوس (گندم و غیره)، نیامک، نیام (لوبیا و غیره)، پوست، کجی (گردو و غیره)، گریبانه (توت فرنگی و غیره)، کاسه گل، کاسه
● (به طور کلی) پوشش، برونپوش، لفاف، پوشینه، قشر
● پوست (یا نیام و غیرهی تخم و میوه را) کندن
to hull peas
نیام لوبیا سبز را کندن (یا جدا کردن)
to hull walnuts
گردو را پوست کندن
to hull wheat
سبوس (یا پوست) گندم را کندن و جدا کردن