hull (2)
معنی کامل و مثالها
/hul/n., vt.
● بدنهی کشتی (سوای دکلها واتاقهای روی عرشه و تجهیزات و غیره)، ناوتن (تنهی هواپیمای آب نشین یا وسایل نقلیهی خشکی - آبی و غیره که آب در آن رخنه نمی کند)، تنه (تانک و هواناو و غیره)
a battleship's hull is thick
بدنه کشتی جنگی ضخیم است.
● (با اژدر و غیره) بدنهی کشتی را سوراخ کردن، ناوتن شکافی کردن