دیکشنری فارسی

hull (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/hul/n., vt.

● بدنه‌ی کشتی (سوای دکل‌ها واتاق‌های روی عرشه و تجهیزات و غیره)، ناوتن (تنه‌ی هواپیمای آب نشین یا وسایل نقلیه‌ی خشکی - آبی و غیره که آب در آن رخنه نمی کند)، تنه (تانک و هواناو و غیره)

a battleship's hull is thick

بدنه کشتی جنگی ضخیم است.

● (با اژدر و غیره) بدنه‌ی کشتی را سوراخ کردن، ناوتن شکافی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن