humble pie
معنی کامل و مثالها
● (خوراک که از دل و جگر شکار برای نوکران پخته میشد) ((پای)) دونپایگان
* eat humble pie
فروتنی کردن (به ویژه با توبه و اذعان به لغزشهای خود)، خود را حقیر کردن
● (خوراک که از دل و جگر شکار برای نوکران پخته میشد) ((پای)) دونپایگان
* eat humble pie
فروتنی کردن (به ویژه با توبه و اذعان به لغزشهای خود)، خود را حقیر کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن