hummed
UKhʌmd
معنی فارسی
زمزمه کردن وزوزکردن صداکردن من من کردن در جنبش بودن
زمزمه کردن وزوزکردن صداکردن من من کردن در جنبش بودن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن