دیکشنری فارسی

humph

UShʌmf

معنی فارسی

پيف (هنگام ترديد يا نارضايتي) پيف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/humf/interj., n.

● (ندا به نشان شک یا شگفتی یا تنفر) نه‌!، ا!، اه‌!

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن