hurdies معنی فارسی کفل لنبر دمبليچه . واژههای دیگر با معنی «کفل» toby کفل، سرين، لنبر buttock کفل، سرين اسب، جفته podex کفل، دمگاه nates کفل uropygium دم کفل croup کفل اسب، صاغري pratfall روي کفل افتادن، امر توهين اميز. aitch-bone استخوان کفل (گاو) natchbone استخوان (کفل) گاو steatopygia بزرگي وفربهي کفل زنان.