hurdle
معنی فارسی
سبد ترکه اي ، چارچوب جگني ،
پرچيني که از بيد يا جگن بسازند
معنی کامل و مثالها
/hu_rd´'l/n., vt.
● (مسابقات دو و اسبدوانی) مانع
hurdle race
مسابقه (دو یا اسبدوانی) با مانع
● (انگلیس) نردهی موقت، نردهی قابل حمل (که از ترکههای سبدی درست شده است)
● (انگلیس - سابقا) سورتمه یا تختهای که محکوم را روی آن قرار داده و تا محل اعدام میکشیدند
● (مجازی) دشواری، سد راه، مشکل
we still have to clear many hurdles
ما هنوز بایستی مشکلات زیادی را از جلوی راه خود برداریم.
the next hurdle is finding a house
مانع دیگر یافتن خانه است.
● (در مسابقه) از روی مانع پریدن
● (بر دشواری) چیره شدن، (مانع را) از جلو راه برداشتن
we hurdled many obstacles
ما از موانع زیادی گذشتیم.
● (با نردهی موقت) محصور کردن
ریشه و کاربرد
ریشه
Old English 'hyrdel', of Germanic origin; related to Dutch 'horde' and German 'Hürde'.
مثال
- The athlete cleared the hurdle with ease.
- The last hurdle was the highest.
- She hurdled over the obstacle.
ترکیبهای رایج
Jump a hurdle Clear a hurdle Hurdle race Overcome a hurdle
تعریف انگلیسی
- a light movable barrier that competitors must leap over in certain races
- an obstacle that you are expected to overcome “the last hurdle before graduation”
- the act of jumping over an obstacle “Verb Frames:” “Somebody ----s something”