دیکشنری فارسی

hurdle

UKhəːdl US'hə:dəl

معنی فارسی

سبد ترکه اي ، چارچوب جگني ،

پرچيني که از بيد يا جگن بسازند

معنی کامل و مثال‌ها

/hu_rd´'l/n., vt.

(مسابقات دو و اسبدوانی) مانع

hurdle race

مسابقه (دو یا اسبدوانی) با مانع

(انگلیس) نرده‌ی موقت، نرده‌ی قابل حمل (که از ترکه‌های سبدی درست شده است)

(انگلیس - سابقا) سورتمه یا تخته‌ای که محکوم را روی آن قرار داده و تا محل اعدام می‌کشیدند

(مجازی) دشواری، سد راه، مشکل

we still have to clear many hurdles

ما هنوز بایستی مشکلات زیادی را از جلوی راه خود برداریم.

the next hurdle is finding a house

مانع دیگر یافتن خانه است.

(در مسابقه) از روی مانع پریدن

(بر دشواری) چیره شدن، (مانع را) از جلو راه برداشتن

we hurdled many obstacles

ما از موانع زیادی گذشتیم.

(با نرده‌ی موقت) محصور کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

Old English 'hyrdel', of Germanic origin; related to Dutch 'horde' and German 'Hürde'.

مثال

  • The athlete cleared the hurdle with ease.
  • The last hurdle was the highest.
  • She hurdled over the obstacle.

ترکیب‌های رایج

Jump a hurdle Clear a hurdle Hurdle race Overcome a hurdle

تعریف انگلیسی

verb
  1. a light movable barrier that competitors must leap over in certain races
  2. an obstacle that you are expected to overcome “the last hurdle before graduation”
  3. the act of jumping over an obstacle “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن