hurly-burly
معنی کامل و مثالها
/hu_rl´ē bu_rl´ē/n., pl.
● سروصدا، جنجال، غوغا، هیاهو، هرکی هرکی
when the hurly-burly is done ...
(شکسپیر) وقتی که جنب و جوش خاموش شود ....
● پر هرجومرج، قاتیپاتی، بیسروسامان
/hu_rl´ē bu_rl´ē/n., pl.
● سروصدا، جنجال، غوغا، هیاهو، هرکی هرکی
when the hurly-burly is done ...
(شکسپیر) وقتی که جنب و جوش خاموش شود ....
● پر هرجومرج، قاتیپاتی، بیسروسامان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن