hurrary معنی فارسی هورا مرحبا افرين. واژههای دیگر با معنی «هورا» rah هورا، براوو، هورا کشيدن. hora رقص هورا، موسيقي اين رقص Howrah شهر هورا yippee هيپ هيپ هورا whoopee فرياد خوشحالي، زمان خوشي، هورا. cheerleader سر دسته ي تشويق کنندگان، معرکه گير، رهبر هورا کشان rah rah داراي روحيه دانشجويي، شعار دهنده براي دانشکده، هورا هورا گفتن.